امروز متن مناظره ی حجه الاسلام رسایی را با آقای محمد علی ابطحی در اینجـــا می خواندم که در لابلای صحبتهای آقای رسایی به مطلب عجیبی برخوردم! شما هم ببینید:
« آقای ابطحی اصولگرایی یعنی این روایت : امام معصوم در سفر حج بود -امام باقر یا امام صادق علیهما السلام بودند- که معلی بن خنیس از یاران ایشان گفت: یابن رسوالله! ای کاش نعمت های بنی العباس در اختیار شما بود تا ما هم با شما در عیش و خوشی بودیم. امام فرمود: هیهات ای معلی، والله اگر چنین بود ( یعنی اگر حکومت دست ما بود )، برای ما جز برنامه ریزی و دعا در شب و تلاش در روز و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورشت چیزی نبود! اصولگرایی یعنی این شیوه مدیریتی. آیا واقعاً احمدی نژاد این گونه برای مردم کار نمی کند؟ آیا واقعاً احمدی نژاد اینطور نبوده و نیست؟ یعنی برنامه ریزی در شب و تلاش در روز یعنی پرکاری ندارد؟ آیا واقعاً خوراک سخت و بی خورشت و پوشاک زبر و درشت ندارد؟شما عزیزان دانشجو هستید و به فوتبال علاقمند. بروید در سایت آقای ابطحی واژه های سوئد یا فوتبال را سرچ کنید، ببینید چه پیدا می کنید. همین آقای ابطحی در سایتش نوشته که امروز صبح آقای خاتمی آمد نهاد ریاست جمهوری، دیدم که چشمانش ورم کرده و قرمزاست، با خودم گفتم که احتمالاً ایشان هم مثل من دیشب فینال آرژانتین و سوئد را تماشا می کرده و بی خوابی کشیده، چشمانش پف کرده، پرسیدم دیدم درست است (همهمه دانشجویان با حالت تعجب) خب حالا مقایسه کنید این چشمان را با چشم آقای احمدی نژاد (تشویق دانشجویان) که به خاطر طرح های نیمه کاره، به خاطر سفرهای استانی و مشکلات مردم قرمز می شود و بی خوابی می کشد. برخی از این طرح ها که در این دولت تکمیل شده، 16 سال نیمه کاره بوده! »
واقعا جا خوردم! یعنی این حرف درست است؟! بخاطر همین همانطور که آقای رسایی گفته بودند به سایت ابطحی رفتم و کلمه ی سوئد را سرچ کردم ، مقاله ی کذایی پیدا شد و در اینجـــا خواندمش. شما هم ببینید:
« يکشنبه گذشته، آقاي خاتمي وقتي به جلسه دولت آمد، چشمانش ورم کرده بود و نشانه هاي خستگي در آن ديده مي شد. ديدم دارد به آقاي مهرعليزاده مي گويد ديشب تا ساعت 2 مسابقه هلند و سوئد طول کشيد و بيدار بودم و به همين دليل خسته ام. من هم رفتم کنارشان، گفتم اتفاقاً من هم مي ديدم. آقاي خاتمي خنديد! گفتم ديديد بالاخره ديشب ايتاليا برد! آقاي مهرعليزاده که از سابقه ماجرا خبر نداشت آمد توضيح بدهد که ايتاليا در همان دور اول کنار رفته و ديشب مسابقه هلند و سوئد بوده است! آقاي خاتمي خنده اي کرد و گفت ايشان خيلي در فوتبال وارد هستند! بقول طنز نقطه چين: من هم حساس!!!»
بنده ی حقیر سراپا تقصیر هیچ حرفی نمی زنم ، قضاوت ، با انصاف خودتان.
قبلا هم در وبلاگم نوشتم و امروز هم تاکید می کنم که خدا کند که خاتمی کاندیدا شود. چون از دو حال خارج نیست.
اگر رأی نیاورد ( که بنظر من نخواهد آورد ) معلوم می شود مردم حواسشان جمع است و این حضرات هم مردم ما را خواهند شناخت.
اگر هم مردم به او رأی بدهند ( که بعید است ) باز هم خیر است چون همانطور که در روایات ما هم تأکید شده حق چنین مردمی داشتن چنین رئیس جمهوری است.
والسلام.
در بعضی مسائل همه ی مردم به خود حق میدهند كه اظهار نظر كنند . درباره ی مسائل بهداشتی ، مطلب اينچنين است . اگر كسی بگوید من فلان ناراحتی دارم ، هر كس كه میشنود اظهار نظر میكند كه بلی ، علتش اين است و اثرش اين است و چارهاش هم اين ! حق اظهار نظر را همه برای خود محفوظ میدانند و اگر احيانا نفوذ و قدرتی داشته باشند و لااقل بيمار نوعی رودرواسی از آنها داشته باشد ، او را مجبور میكنند كه اين دستور را كه نتيجهاش قطعی است به كار ببند، وكمتر فكر میكنند كه اظهار نظر در مسائل بهداشتی نيازمند به تخصص است ، بايد پزشك بود ، داروشناس بود ، بايد سالها نزد استاد درس خواند ، بايد مدتها تجربه علمی آموخت . اما گويی همه خود را پزشك میدانند !
در مسائل دينی نیز عينا همين طور است . همه به خود حق میدهند كه اظهار نظر كنند .(1) مسائل دينی خصوصا قسمتهای خداشناسی و توحيدی ویا قسمتهای فقهی و کلامی مثل مسئله «ولایت فقیه» از جمله پيچيدهترين مسائل علمی است كه هر كسی شايستگی اظهار نظر ندارد .(2) البته اساس خداشناسی تا آن اندازه كه عموم مردم مكلف اند بدانند و ايمان داشته باشند ، ساده و فطری است ، اما يك قدم كه آن طرفتر برويم ، بحث صفات و اسماء و افعال و قضا و قدر الهی به ميان میآيد و فوق العاده پيچيده میگردد . به تعبير امام علی عليه السلام " دريايی عميق است " ، تنها نهنگها میتوانند در اعماق اين دريا شناوری كنند . شناسايی و بررسی صفات و اسماء ذات حق كاری نيست كه از همه ساخته باشد ، و حال اينكه میبينيم هر كسی خود را در اين قسمت اهل نظر میداند و به بحث و اظهار نظر و استدلال میپردازد و گاه سر از سخنان مضحكی در میآورد!
مینويسند كشيشی میخواست " اصل غائيت " را تعريف كند و بيان كند كه نظام جهان يك نظام هدفدار است و از اين راه میخواست حكمت باری تعالی و علم و اراده او را به ثبوت برساند . و البته چنانكه میدانيم اين مطلب ، دشوار نيست ، از خلقت هر موجودی میتوان شاهد آورد ، اما كشيش خطوط روی طالبی را به عنوان مثال ذكر كرد ، گفت علت اينكه خطوط منظم روی طالبی كشيده شده اين است كه وقتی ما میخواهيم طالبی را برای افراد خانواده تقسيم و قاچ كنيم ، قبلا محل گذاشتن كارد مشخص باشد كه عادلانه تقسيم كنيم و بچهها دعوا نكنند و جار و جنجال راه نيندازند !
مثالی هم از خودمان ذكر كنم . میگويند شخصی اين مطلب را عنوان كرده كه چرا خداوند به كبوتر بال داده است اما به شتر نداده است ؟ جواب میداد : اگر شتر بال میداشت ، ديگر برای ما زندگی نمی ماند ، شتر پرواز میكرد و بر بام خانه ها می نشست و خانههای خشت و گلی ما خراب میشد ! از ديگری پرسيدند چه دليلی بر وجود خدا هست ؟ گفت : " تا نباشد چيزكی مردم نگويند چيزها " ! ضعف منطقهايی كه غالبا ديده میشود كه افراد نا وارد در مسائل مربوط به حكمت الهی ، عدل الهی ، قضا و قدر الهی ، اراده و مشيت الهی ، قدرت كامله الهی ، جبر و اختيار ، حدوث و قدم عالم ، قبر و برزخ و معاد و بهشت و جهنم و صراط و ميزان و غيره از خود نشان میدهند و غالبا مستمعان آنها میپندارند كه آنچه اين جاهلان و بی خبران میگويند متن تعليمات دينی است و اينها به اعماق آن تعليمات رسيدهاند ، يكی از موجبات بزرگ لا مذهبی و گرايشهای مادی است!(3)
پی نوشت ها :
(1) امام تا اواخر عمر گاهى جمله اى مى گفتند كه با همه مهابت ايشان ، صداى خنده و شادى عموم بلند مى شد.
در يكى از سخنرانى ها كه به مناسبت مبعث با حضور گروه زيادى از مقامات كشورى و مردم برگزار شده بود درباره اسلام شناسى سران استكبار، آمريكايى ها، اسرائيلى ها و غيره فرمودند:
همه اسلام شناس شده اند، چنان درباره مسايل اسلامى اظهار نظر مى كنند كه من مى ترسم در آينده بر « عروة الوثقى » حاشيه بنويسند!
با اين مزاح حضرت امام (ره )، صداى غريو خنده حضار بلند شد.
حجت الاسلام على دوانى كيهان ش 17233
(2) مثلا برای مجتهد شدن و فتوا دادن تبحر در 17 علم لازم است.
(3) برداشتی از کتاب علل گرایش به مادیگری از شهید مطهری.








