اين عمل تأكيدي است بر صحت كامل انتخابات و اينكه : آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است؟! با توجه به اينكه جناب مهندس موسوي حدود پنجاه هزار نماينده بر سر صندوقها داشته اند به راحتي مي توانند آراء منتشر شده از سوي وزارت كشور را با آراء ارسالي از نمايندگان خود تطبيق بدهند تا هيچ شبهه اي باقي نماند.
1. آقای ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان - كه قاعدتا بايد حاوي محكم ترين استدلال او مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمي كند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي كند كه هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع «تقلب» ندارد. تاكيد كردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا كننده است.
1.1: شايد منظور آقای موسوي اين است كه سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريك و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا كنند. در اين صورت كه آقاي موسوي پذيرفته است كه رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است كه مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تاثير دگرگون كننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام كرد؟
1.2: اينكه اولين بند نامه موسوي با ذكر نام به تجليل و دفاع از «مظلوميت» آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوكننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشاني» و «بنزين» و «دود و آتش» كه قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي كند كه اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته كه اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟
1.3: فرض مي كنيم كه احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتكب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي «تقلب» در نتايج است؟ روشن است كه افرادي كه حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري كنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.
2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از «تقلب گسترده» توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره ها رجوع كرده و طرح «مطالب خلاف امنيت ملي» و «زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي» توسط احمدي نژاد را به عنوان دليل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطره مي كند. در اين خصوص چند مطلب قابل بيان است:
2.1: آقاي موسوي به عنوان يك نامزد هيچگونه مسئوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از «امنيت ملي» ندارند. طبعا رييس جمهور به عنوان «رييس شوراي عالي امنيت ملي» بيش از ديگران در اين خصوص به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسئوليت و اختيار قانوني دارد. در سالهاي گدشته ديده ايم كه چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به «منافع و امنيت ملي» گره مي زنند و خواستار سلب آزادي ها و حقوق مردم مي شدند. ايا آقاي موسوي هم مي خواهد با چنين شيوه اي راي 24 ميليون شهروند را باطل كند؟
2.2: ادعاي «زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي» نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي كليه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي داند. در سالهاي گذشته ديده بوديم كه برخي از متعصبين جناح راست حتي انتقاد به يك آبدارچي بنياد مستعضفان را ضديت با ولايت فقيه مي دانستند چون معتقد بودند كه رييس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رييس منصوب مي شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هركس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است! ايا عجيب نيست كه شخصيت فرهيخته اي چون آقاي موسوي به چنين استدلالی براي دفاع از تماميت عملكرد خود در دهه شصت دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش هاي بسيار سخت گيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت و يا حتي بخشنامه لباس مشكي و قهوه اي - كه آشكارا امروز غير قابل دفاع هستند - را «زير سوال بردن امام خميني» مي داند؟ بديهي است كه اينها اعمال دولت ايشان و يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي رحمانه ايشان و ديگر كانديداها از عملكرد دولت نهم نيز «زير سوال بردن ولايت فقيه كنوني» است. چون همانطور كه اما راحل در دهه شصت بطور آشكار از دولت موسوي حمايت مي كرد، رهبري فعلي نيز در سالهاي گذشته از دولت نهم حمايت كرده است. آيا آقاي موسوي مي پذيرد كه اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟
2.4: به فرض كه آقاي احمدي نژاد «مطالب خلاف امنيت ملي» در مناظره ها بيان كرده باشد و حتي امام راحل (ره) را زير سوال برده باشد. آيا اين دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال مي كنيم اگر اينقدر حرمتها و قداستها شكسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام كند؟ نكند آقاي موسوي بر اين باور است كه چون حرمتها شكسته شدن ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي نژاد به 24 ميليون رسيد؟
3. بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي كنند كه ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور كارت براي تعدادي از ناظرين ايشان و آقاي كروبي اعتراض مي كند. در خصوص اين بند نيز چند نكته گفتني است:
3.1: در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره كرده اند. طبعا وزرات كشور بايد در اين مورد پاسخگو باشد كه چرا به تعداد درخواست شده كارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارك ارسالي ناظرين اشاره كرده اند كه بنده نمي توانم قضاوتي درباره ادعاي طرفين داشته باشم. اما سوال اين است كه چرا جناب موسوي كه با قاطعيت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سحن گفته اند به جاي آنكه ابتدا لااقل به يك گزارش مستند و دقيق از يكي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره كنند، مبناي اعتراض خود را بر يك موضوع «عدمي» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح كشور رخ مي داد لااقل دهها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي مي بايست به شواهدي در اين خصوص دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي بجاي استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخي صندوقها اشاره مي كند كه حتي در فرض صحت هم نمي توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي تواند مدعي شود كه هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است كه آقاي موسوي در مورد صندوقهايي كه ناظر نداشته اند داراي شك و شبهه باشد. اين شك كاملا معقول و منطقي است. اما راه حل برطرف شدن آن اين است كه ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوقهايي در همان منطقه و شهر مقايسه كنند كه در آنجا ناظر داشته اند و ببينند كه آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند كه براي آنكه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست كاملا داراي آراء واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا كردن اين 10 هزار صندوق اصلا كار دشواري نيست. خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس كميته صيانت آقاي موسوي كه خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير كشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*
3.3: اين پرسش مهمي است كه چرا آقاي موسوي در اين نامه بطور مشخص به هيچ حوزه اي كه در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمي كنند؟
4. در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از كامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آرا هر صندوق به ستاد مركزي انتخابات اعتراض مي كند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه به صرف اينكه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظرين كانديداها (در صورت حضور) وارد كامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه هاي همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت كشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورت جلسه هاي مكتوب با آمار اعلام شده كامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شكي و شبهه اي هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم كه اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از كامپيوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5. در بند پنج آقاي موسوي به موضوع كمبود تعرفه اشاره كرده اند كه به ادعاي ايشان در برخي حوزه ها موجب توقف راي گيري شده است. اولا نفس كمبود تعرفه با توجه به مشاركت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينكه بنا به اعلام وزارت كشور به هر شعبه اعلام شده بود كه به محض اينكه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع كردند اعلام اتمام تعرفه كنند تا در اين فاصله تعرفه هاي جديد براي انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي گيري نيست. آقاي موسوي اشاره اي به هيچ صندوقي كه در آن راي گيري متوقف شده باشد نكرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي گيري را تعطيل نكرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي گذاريم كه واقعا در برخي صندوقها تعرفه تمام و راي گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي آيد:
5.1: آيا اتمام تعرفه در يك يا چند صندوق دليل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست؟
5.2: چرا با آنكه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اينهمه «احساس خطر» كرده بود و هشدار داده بود و با اينكه به زعم ايشان در مناظره ها «استوانه هاي نظام» مورد هتك حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند كه در ساعات آغازين راي گيري براي مشاركت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين «فاجعه» پاي سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقاي موسوي از كجا مي دانند كه همه آن افرادي كه در حوزه هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از كجا معلوم كه بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي نژاد راي دهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يك مقوله عدمي و موهوم است. شبيه همان شعار غيبي است كه اصلاح طلبان سالها مي دادند و طي استدلالي غريب مدعي بودند كه همه آنهايي كه در انتخاباتها راي نمي دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6. همانطور كه در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محكم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده اند. بجاي چنين استدلالهايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره كرده اند، يا به مواردي كه ممكن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شك و شبه است و يا در اصل اعتراض به مواردي غير از «تقلب» است. از اين رو عجيب است كه در بند ششم نامه، ايشان مي گويد كه «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نكته گفتني است:
6.1: در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي دهد كه براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجا است كه چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد ذكر شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان ذكر نكرده است.
6.2: بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي كاملا واضح و روشن است كه اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يك مورد را پيدا مي كرد كه بر ملا كننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي بود، قاعدتا مي بايست آنرا در اين نامه، كه مهمترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي داد. نمي تون پذيرفت كه ايشان مثلا ايثار كرده اند و يا براي حفظ مصالح مملكت از بيان برخي تخلفات خودداري كرده اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي «تقلب» در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي كه تا اينجا جلو آمده نمي توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنكه اين 80 مورد هم به احتمال به قريب يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده كه بتوان بر آن تكيه كرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.
7. در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به يك موضوع پيشا - انتخاباتي اشاره كرده است. از نظر ايشان اينكه آقاي احمدي نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته «في نفسه» دليل روشن و آشكاري است بر وجود «قصد» دستكاري در آراء. آقاي موسوي همچنين انعكاس پيشاپيش پيروزي احمدي نژاد در برخي رسانه ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
7.1: آقاي احمدي نژاد تنها كانديدايي نبودند كه در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي بطور مكرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي داد بلكه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي سابقه و منطقي شگفت اعلام كرد كه پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستكاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد خود ايشان نيز متهم به «تقلب» هستند.
7.2: حتي اگر فرض كنيم كه سخن آقاي احمدي نژاد بيانگر «قصد» دست كاري در انتخابات بوده باشد. در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي داند كه چنين «قصد» و يا «نيت مجرمانه اي» براي اثبات «وقوع جرم» - كه در اينجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – كفايت نمي كند. در هر محكمه اي علاوه بر «نيت» مي بايست «مستندات» كافي براي محكوم كردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي رسد اقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارك كافي براي اثبات «تقلب» دستشان خالي است به «نيت خواني» و «قضاوت داوودي» روي آورده اند.
8. در بند هشتم آقاي موسوي به «نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره كرده اند. در مورد اول منظور ايشان «حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رييس جمهور و وزرا از امكانات دولتي براي سفر به استانها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
8.1: معلوم نيست منظور ايشان از «حضور» نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است كه مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يك كانديدا باشد كه اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرك داشته باشند. ايكاش لااقل به يك مورد از زمانها و يا مكانهايي كه چنين نيروهايي در انتخابات مداخله كرده اند اشاره مي كردند.
8.2: با توجه به اينكه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود كه با به كارگيري يك سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام نمود و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگهاي رقيب كمي عجيب به نظر مي رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن مي گذاريم كه ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مسئله دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي شود؟
8.4: حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين «جرم» حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت كشور و دولت - كه از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول «تقلب گسترده» در انتخابات هستند – ندارد. شايد هم آقاي موسوي براين باور باشند كه حضور چند هزار بسيجي در يك ميتينگ انتخاباتي باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقاي موسوي به استفاده كردن دولتمردان از امكانات دولتي براي سفر به شهرستانها نيز از جنس بسياري مواردي مورد اشاره بالا است. روشن است كه در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع فانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا كلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود «تقلب گسترده» در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رييس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده كرده مي توان نتيجه گرفت كه 10 ميليون راي جابجا شده است؟! ثالثا روشن نيست كه آيا منظور آقاي موسوي اين است كه رييس جمهور قانوني كشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي بايد از وسيله شخصي خود استفاده كند؟! آيا در انتخابات هاي گذشته رييس جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستانها سفر نمي كردند؟ آيا آنها با وسيله و امكانات شخصي سفر مي كردند؟
9. در حالي كه آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور كه در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محكمه پسندي مبتني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنكه خواهان رسيدگي به موارد شك و شبهه خود شود، و يا آنكه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوقها شود، و يا حتي خواهان تشكيل كميته مستقل حقيقت ياب شود، درجا تقاضاي ابطال كل نتايج انتخابات را مطرح كرده است. چنين رويكردي در نوع خود بي سابقه و از نظر نگارنده بر ملا كننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرفهاي ناگفته در لابلاي سطر هاي آن است. آن حقيقت اين است كه جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. اين دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموكراسي و آزادي نمي دانند و بلكه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند. اگر در دوراني آنها به شعار دموكراسي و آزادي روي آوردند صرفا از اين رو بود كه چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي كه توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وامهاي دولتي و كاغذ دولتي و آگهي هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره «دموكرات نمايي» اين حضرات كوچكترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا- انتخاباتي ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموكراسي يعني تن دادن به شكست در انتخابات. شكافها و تناقضهاي متن آقاي موسوي برملاكننده اين واقعيت است كه ايشان در سپيدي هاي نامه اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي هاي نوشته اش خودداري مي كند.
10. پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي كه گمان مي كنند در اين انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتني بر جستجوي «انگيزه» چنين جرمي است. با توجه به اينكه جابجا كردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همكاري هيات هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممكن است، بي شك كساني كه معتقد به وجود «تقلب گسترده» هستند بايد نه تنها وزارت كشور بلكه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه «شريك جرم» بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم مي كنند. طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه اي بايد وجود داشته باشد. «نظام» نيز مي بايد براي چنين «تقلب گسترده اي» انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اكنون پرسش اينجا است كه آن «نظامي» كه هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل كرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله ايي نكرد و حتي انتخابات مجلس ششم را علي رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حكم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو ترين عناصر دوم خرداد را در يكي از مهم ترين اركان قانوني كشور به مدت چهار سال تحمل كرد، چرا مي بايست اكنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين «تقلب گسترده» اي باشد؟ مگر اين نبود كه همه كانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه سخن گفته بوده و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشكلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود كه رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديك بود كه برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يك هماهنگي و برنامه ريزي در سطوح بالا مي دانستند؟ واقعا رييس جمهور چنين فردي چه خطري مي توانست براي «نظام» داشته باشد كه نياز به چنين «تقلب گسترده» باشد؟ حتي اگر به فرص محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممكن بدانيم عقلا و منطقا نمي توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنكه سالهاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند كه اگر مشاركت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امكان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود؟ چه شده است كه امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
* در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، جناح حامي دولت مهندس موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دوتايي «اسلام ناب – اسلام آمريكايي» كه بطور كلي توسط حضرت امام (ره) بيان شده بود، جمع كثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمريكايي» متهم كردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را بجاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند. در اين انتخابات كه آقاي محتشمي – رييس كنوني كميته صيانت آراء آقاي موسوي – وزير كشور و مجري انتخابات بود، گزارشهاي فراواني مبني بر تخلف در صندوقهاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري كرد و به بازشماري برخي صندوقها پرداخت كه در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد. دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حكم ولايي جهت تاييد انتخابات شد. با توجه به «شرايط حساس كشور» در نهايت امام راحل (ره) با صدور حكمي خواستار پايان يافتن بازشماري آراء شده و پرونده رسيدگي قانوني شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. بدنبال حكم حضرت امام (ره)، آيت الله صافي گلپايگاني دبير وقت شوراي نگهبان كه امروز از مراجع تقليد هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اينكه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت الله صافي نامه مي نويسد اما پاسخي نمي شنود، شايد چندان بي نكته نباشد.
شهاب اسفندیاری
پیروزی قاطع و بیست و پنج ملیونی آقای احمدی نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری به همه ی مردم ایران تبریک عرض می کنم.
اخبار خواندنی:
حامی موسوی : انتخابات کاملا سالم برگزار شد
غلط می کنی قانون را قبول نداری ، قانون تو را قبول ندارد
واشنگتن پست : قبل از انتخابات هم اختلاف آرا دو برابر بود!
امکان جابجایی 10 میلیونی وجود ندارد!
کارشناس روسی : امکان تقلب 30 درصدی وجود ندارد!
نمایندگان موسوی و کروبی و رضایی در شورای نگهبان

با سلام
امشب اصفهان شاهد حماسه اي كم نظير و بياد ماندني بود. رئيس جمهور كه قرار بود ساعت 6 درجمع مردم اصفهان سخن بگويد بعلت جمعيت بيشماري كه براي حمايت از دكتر احمدي نژاد به خيابانها ريخته بودند ساعت 8 شب وارد ميدان امام اين شهر شد جمعيت بي نظيري را كه با چشمهاي خودم درميدان امام ديدم پيش از اين جز در چند مورد خاص هرگز نديده بودم. جالب اينكه وقتي ميرحسين موسوي براي سخنراني به اصفهان آمد طرفداران او براي پركردن محل سخنرانيش ( مسجد سيد اصفهان ) دچار مشكل بودند در حالي كه ميدان امام چندين برابر مسجد سيد است و فقط در مناسبتهاي استثنايي مثل روز 22 بهمن پر مي شود.
امروز با چشمهاي خودم اتحاد چند صد هزار نفري مردم اصفهان را ديدم ؛
پير و جوان ، زن و مرد ، حوزوي و دانشگاهي ، حتي با حجاب و بي حجاب ، همه يكدل و يك صدا ، و چه شعارهاي زيبايي
از جمله مهمترين شعارهايي كه بارها و بارها تكرار شد اينها بود :
اصفهان ، يك كلام ، احمدي نژاد ، والسلام
مناظره عالي بود ، جاي امام خالي بود
احمدي نژاد چه كرده ؟ دزدها رو رسوا كرده
احمدي احمدي ، افشا كن افشا كن
و البته غير از پرچم سه رنگ ايران و عكسهاي رهبري و رئيس جمهور ، ميدان پر بود از پلاكاردهايي كه بر روي آن كلمه ي « چيز » ( تنها پاسخ موسوي به رئيس جمهور ) بر آن ها نقش بسته بود. و جالب اينكه الآن هم كه به خانه آمده ام و مشغول نوشتن اين متن هستم از شوك ديدن اين جمعيت عظيم بيرون نيامده ام.
الله اكبر از اين مردم ، الله اكبر از اين همه معرفت ، الله اكبر از اين همه بينش سياسي .


1- ...يك مسافرتي رييس كشور ما به آمريكا، به چيز، عراق...
2- ...همان آمريكايي ها بنزين هواپيماي دولت ما را در آنجا چيز كردند....
3- ...همين مساله در ايتاليا هم چيز شد...
4- ... اين سياست خارجي براي ما هزينه هاي گزافي را به اصطلاح چيز مي كند...
5- ... به حساب كي ما اين كارها را مي كنيم، آيا اين اثرش كم است يا زياد است به نظر من اين چيز است...
6- ... دوباره بعد از اينكه خسارتهايي ديديم از مجمع عمومي يكدانه چيزي ....
7- ...از شوراي امنيت هم يه چيزي....
8- ...من خاطره اي از امام خواهم گفت كه چقدر به اين مسئله عزت ملت ايران چيز داشتند....
9- ...همه مردم به اصطلاح چيز، اسرائيل اِ اِ فلسطين جمع شوند حتي....
10- ...به خاطر اشتباه ما در آن چيز كه ....
11- ... مي گوييم بر اساس همين چيزي كه مي گويم....
12- ... مشكلي كه بنده دارم سر يه چيزهاي دراز مدت....
13- ...بنده يه بحثي كردمتو همين چيزاي انتخاباتي....
14- ....مردم هم يه كم چيز دارند....
15- ....بنده يه روشنفكر هستم، چيز هم هستم، فرهنگستان...
16- ...پرونده سازي، دنبال يه واژه هايي رفتن، چيز كردن...
17- ...پايان نامه ها و چيزهايي كه دانشجوها...
18- ...من خيلي سريع بر مي گردم به همين چيزي كه...
19- ...قوانين كه مجلس مي گذراند، بر اساس هر چيزي...
20- ...بعد از هشت سال يه چيزي بيايد....
21- ...بنده اين جا چيز مي كنم...
22- ...18 شورا كه دولت منحل كرد به چيز ...
23- ... و دولت هنوز هم كه هنوز است چيز نكرده...
24- ...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتيجه همين چيز است...
25- ... بنده در بازبيني قانون اساسي، چيز بودم، سخنگوي...
26- ... مسئله استخدامي و برنامه و بودجه مخصوصا در چيز پيشنهاد من بود...
27- ...تنها سازمانهايي است كه در چيز آمده...
28- ... در مراحل بعدي اينها را دونه دونه چيز مي كنم....
29- ...تصدي بيش از دوشغل چيز...
30- ...عوض اينكه پرونده سازي كنند و چيزهايي كه...
31- ... يكي از مشكلات در صحبت با آقاي احمدي نژاد چيزهايي است كه ...
32- ...غير عادي و غير چيز...
33- ....ايشان مي گويد به ديوان عدالت اداري نامه بنويسيد كه فلان چيز را لغو كند...
34- ...به من مي گويد كه يه چيزي بنويس به ديوان عدالت اداري....
35- ...در يه چيزهايي كه بين است ما طوري عمل بكنيم...
36- ...اينجا مثلا چيز كرديم....
37- ...راي مجلس هم چيز بدانيد...
38- ...كه ظاهرا چيزي از بنده نداشتيد...
39- ...نمي توانيد افراد را همينطور نام ببيردو به اصطلاح چيزشان بكنيم...
40- ...سندهايش هست، مدركهايش هم چيز است....
41- ...معاون اجرايي رييس جمهور دنبال اين است كه يه چيزي بسازد...
42- ...اون چيزي كه در هشت ماده ايي حضرت امام هست....
43- ...سياه كردن برنامه ها، سياه كردن دانشجوها و امثال اينها را چيز مي كنم...
44- ... در سازمان برنامه و بودجه براي اين است كه نگذارد شما چيز بكني...
45- ... در نتيجه اين چيزي كه ديوان محاسبات....
46- ...همش بر مي گردد به اين چيزهايي كه در ...
47- ...آقاي احمدي نژاد مسائلي را مي گويد كه من مجبور مي شوم چيزهايي را بگويم...
48- ....سير چيني آمده،نمي توانيم بكاريم، اينطور چيزها...
49- ...بگويم كه براي ما واقعا چيزه كه...
با سلام
از شما چه پنهان مشغول مطالعه مقالات سایت وزین موعود بودم که در همین بین در لابلای یکی از مقالات به نکته ی جالبی برخورد کردم.
ماجرا از این قرار است که آقای مهدی نصیری مدیر مسوول سابق روزنامه کیهان مقاله ای نوشته بود پیرامون سریال حضرت یوسف که در قسمت پایانی مقاله خاطره ای نقل شده که عین آن بدین قرار است :
« در اينجا جا دارد به خاطره اي از دوران مسئوليتم در روزنامه کيهان اشاره کنم . تا آنجا که بنده مطلعم هرگز تصويري و يا فيلمي از همسر گرامي امام خميني (ره) که اخيرا دار فاني را وداع گفتند ـ و رحمت و مغفرت خداوند نثار او باد ـ در هيچ روزنامه و مجله اي و کانال تلويزيوني منتشر و پخش نشد و ظاهرا اين امر خواست مشترک امام و آن بانوي مؤمنه و عفيفه بود. در چهلم حضرت امام مراسمي ويژه بانوان از سوي گروهي از بانوان ، در بزرگداشت ارتحال ايشان برگزار شده بود . ما در روزنامه کيهان تصويری از اين مراسم ـ که همسر حضرت امام نيز در رديف مقدم اين مراسم شرکت داشتند و ايشان نيز با حجابي کامل و البته بدون نمايي درشت در تصوير حضور داشتند ـ به چاپ رسانديم .
عصر همان روز جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي خاتمي به عنوان نماينده حضرت امام در مؤسسه کيهان با بنده تماس گرفته و با نگراني و عتاب آلود گفتند: چرا عکس همسر حضرت امام را در روزنامه چاپ کرده ايد؟! بيت امام هرگز از اين کار راضي نيستند. اگر حاج احمد آقا از من بپرسد، من چه جوابي به او بدهم؟! »
راستش با خواندن این مطلب حسابی جا خوردم و سوالات زیادی در ذهنم مطرح شد .
آقاي احمدي نژاد سلام
الان ساعت ده و ربع جمعه شب است. همين الآن فيلم تبليغاتي شما تمام شد. لحظات شيريني بود براي من ، چرا كه يك بار ديگر تمامي خاطرات اين چهار سال براي من مرور شد.
يادش بخير شبهاي تبليغات انتخابات نهم ، يادش بخير بالا رفتن از درخت هاي كنار خيابان و چسباندن پوسترهاي معمولي و بي كلاس ! شما ، يادش بخير صداي ضربان قلبم هنگام شنيدن نتيجه ي انتخابات ، يادش بخير شيريني ديدن تصاوير سفرهاي استاني ، يادش بخير شيريني موفقيت هاي بي نظير هسته اي و سلولهاي بنيادي ، يادش بخير شيريني لحظه ي پرتاب ماهواره ي اميد ، يادش بخير احساس غرور كردن هاي ما هنگام صحبت هاي شما در سازمان ملل و آن دانشگاه آمريكايي و كنفرانس دوربان و ... يادش بخير ديدن چندين و چند باره ي لبخند رضايت رهبر معظم از اقدامات دولت شما و حمايتهاي هميشگي اين نائب امام زمان از شما و دولتتان ، و صدها و صدها يادش بخير ديگر كه فهرست كردنش ماجراي مثنوي هفتاد من كاغذ است ، و حتي يادش بخير حرص خوردن هاي ما از دست حرفهاي نسنجيده و بي ربط آقاي مشايي ! و ماجراي مدرك كذايي جناب كردان !.
آقاي دكتر ، امشب در طول پخش اين فيلم بارها گريستم .
گريه كردم همراه پسركي كه براي ديدن شما مسير طولاني اي دويده بود و صد تومان صدقه داده بود تا ببيندتان.
اشك ريختم با آن پيرزن بيمار و بي مسكن كه از لطف شما مشكلاتش حل شده بود.
گريه كردم با دختر تنيس باز ايراني ساكن فرانسه كه از اينكه ايران را سربلند كرده ايد احساس غرور ميكرد و مي گريست.
و اشك ريختم با دختر شهيدي كه شما را پر كننده ي جاي پدر مي دانست.
آقاي دكتر ، چه غم اگر تعدادي مرفه بي درد شما را نفهمند ؟! اينها قبل از شما هم نه اسلام را فهميدند و نه امام را و نه انقلاب را و نه رهبري را.
آقاي دكتر ، بگذار تعدادي دخترك دانشجوي بزك كرده و پسرك دانشجوي شهوت پرست در هم بلولند و برقصند و موج مكزيكي براه بيندازند عليه شما. اين موج هيچ چيز را با خود نخواهد برد جز آبروي مخالفانت را .
آقاي دكتر ، بگذار تمامي احزاب از رقيبان شما حمايت كنند ، مگر دوره ي قبل كه مردم شما را پسنديدند حزبي پشتيبان شما بود ؟! جنگ احزاب است ديگر!
متدينين ما مي فهمند شباهت قرآن هاي بر نيزه شده را با شالهاي شبز !
مگر نديدي حمايت شان از شما را ديشب در مراسم بيت رهبري و شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه شان را در حضور بعضي ها !
آقاي دكتر ، ما حمايت از شما را عين حمايت از ولايت مي دانيم ، وقتي كه « مادر» در راه حمايت از ولايت سيلي مي خورد و پهلويش مي شكند ديگر چه باك از آن همه فحش هاي ناموسي و زشتي كه در اين دو هفته بخاطر نوشتن در اين وبلاگ در حمايت از شما نوش جان كرده ام ؟!
آقاي دكتر ، باز هم با شمائيم و از شما حمايت خواهيم كرد ، نتيجه هرچه مي خواهد باشد. از « روح الله » آموخته ايم كه مأمور به وظيفه باشيم نه نتيجه.
مـا زنــده از آنيــم كه آرام نگيـــريـم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
والسلام
با سلام
یقینا در هر انتخاباتی مقلدین مراجع عظام بعد از بیانات رهبری گوش به سخنان مراجع خود دارند و سعی می کنند کاندیدای مورد نظر خود را طوری انتخاب کنند که بیشترین تطابق را با صفات و شرایطی که رهبری و مراجع اعلام کرده اند داشته باشد.
برای حقیر نیز که از آیت الله بهجت (ره) تقلید می کردم همینگونه بود.
تمام سعیم بر این بود که ببینم کدام کاندیدا با صفاتی که رهبرم و مرجعم معین کرده اند همخوانی بیشتری دارد تا در پیشگاه الهی سربلند باشم. در این دوره هم علاوه بر توجه و دقت به سخنان مقام معظم رهبری برای چندمین بار به بیانیه های انتخاباتی مرجعم آیت الله بهجت رجوع کردم. در این بررسی مجدد به نکات جالبی برخورد کردم که هدفم از این متن بیان این نکات است برای شما دوستان. آیت الله بهجت در قسمتی از بیانیه (1) می فرمایند:
« ملاحظه کنید: کدامیک ... با ولایت علی(ع) موافق یا موافق تر است؛ و کدام، اعتقاد او عملاً انتظار مهدی(ع) را دارد یا متأکدتر است؛ ... کدام، معتدل در فکر، یا متلوّن است در اعتقاد یا عمل ... »
در این قسمت از بیانیه 3 صفت ذکر شده است که با هم بررسی می کنیم:
الف) موافقت با ولایت علی (علیه السلام)
یقینا هر چهار کاندیدای کنونی شیعه هستند و در اصل ولایتمداری آنان شکی نیست اما همانطور که مرجع فقید فرموده اند کدامیک از کاندیداها با ولایت موافق تر است ؟ آقایان موسوی و کروبی که برای جذب رأی اهل سنت هر کاری انجام می دهند و هر قول عجیب و غریبی می دهند ( مثل قول میر حسین به اهل سنت برای ساخت مسجدی در تهران برای اقامه ی نماز جمعه ! ) یا آقای احمدی نژاد که چه در دورانی که شهردار تهران بود و چه در دوران ریاست جمهوری دائما در تقویت مذهب کوشیده است ؟! ( کمکهای دائم ایشان به مساجد و محافل و هیئت های مذهبی که معرف حضور هست ؟ )
ب) اعتقاد و انتظار مهدی (علیه السلام)
آیا بنظر شما برای این شرط توضیحی نیاز هست ؟ آقای احمدی نژاد که نام امام زمان را از مهم ترین تریبون های جهانی بارها به گوش جهانیان رسانده به این شرط نزدیک تر است یا جنابان موسوی و کروبی و رضایی که این کارهای او را نسنجیده و تشنج زا می دانند و در سخنرانی هایشان از همه چیز صحبت می شود الا امام زمان (عج) ؟!
ج) معتدل در فکر
بنظر شما کدامیک از کاندیداهای کنونی معتدل در فکر است و کدامیک متلون ؟! ما از روزی که احمدی نژاد را شناخته ایم معتقد به اصول و مبانی نظام بوده و کماکان با همان قوت و قدرت در همان مسیر حرکت می کند اما آقایان دیگر چه ؟ آیا آقایان کروبی و موسوی معتدلند یا متلون ؟ آقایان که یک روز انقلابی داغند و یک روز روشن فکر و اهل تساهل و تسامح ؛ یک روز معتقد به اقتصاد دولتی هستند و یک روز اقتصاد آزاد و بازاری ؛ یک روز با آمریکا دشمنند و یک روز رفیق گرمابه و گلستان ؛ یک روز دم از امام (ره) می زنند و یک روز با دشمنان قسم خورده اش مثل نهضت آزادی نرد عشق می بازند ! و ....
خلاصه اینکه : اگر کسی در بیانات رهبری و آیت الله بهجت خوب دقت کند تکلیفش روشن است اما امان از وقتی که هوا و هوس چیز دیگری بگویند !
پی نوشت :
(1) آیت الله بهجت دو بیانیه ی انتخاباتی دارند که آنها را می توانید اینجــا مطالعه کنید.
با تشکر از پایگاههایی که به این متن لینک داده اند:
رجــا نیوز انصـار نیوز اصول گرا راسخون رسـانه رهـــوا الــف خادم نیوز
امشب اولين صحبتهاي انتخاباتي جناب مير حسين موسوي را از تلويزيون ديديم.
نكات بسياري در اين صحبت ها وجود داشت كه مي توان به تك تك آنها پرداخت از جمله :
الف ) توهين هاي مكرر ايشان به رئيس جمهور كنوني ، از جمله تهمت سوء استفاده ي شخصي از پول نفت ! كه حتي قابل پي گيري از طريق قانوني هم هست.
ب ) پرداختن به موارد جزئي بجاي پرداختن به مسائل كلي تر و مهم تري كه مردم مي خواهند آنها را بشنوند. مثلا بجاي ارائه ي يك طرح اقتصادي منسجم ، ايشان تمام وقت خود را صرف بيان مطالبي در مورد پرتقال و سيگار و چاي و ... كرد ! ضمن اينكه با بي انصافي ، تمامي اين مشكلات را كه در دولتهاي هاشمي و خاتمي هم وجود داشت به دولت كنوني نسبت داد!
ج ) عدم تعادل ايشان در ضمن صحبت كه با از كوره در رفتن هاي مكرر و عدم كنترل بر احساسات ، چهره اي غير قابل اعتماد از ايشان نشان داد ( باز هم صد رحمت به خاتمي !) و با سابقه ي استعفاي ايشان در زمان نخست وزيري بايد گفت اگر ايشان رأي بياورد واقعا معلوم نيست سرنوشت كشور چه خواهد شد !
اما من از همه ي اين مطالب عبور مي كنم و فقط به يك نكته ي جالب اشاره مي كنم كه :
بياد بياوريم شعارهاي جبهه ي دوم خرداد و سران آن را كه دائما دم از اصلاحات و آزادي و توسعه ي سياسي و جامعه ي مدني و... مي زدند و تنها چيزي كه به آن توجه نداشتند خواسته هاي مذهبي و مشكلات اقتصادي مردم و قشر مستضعف جامعه بود ، كه نتيجه ي آن را هم با شكست هاي پياپي انتخاباتي ديدند. اما همگي در اين صحبت هاي جناب مير حسين ديديم كه از ابتدا تا انتها ايشان فقط از مشكلات اقتصادي و فقر حرف زدند و به مناسبت هم از مراجع و خانواده هاي شهدا و... ياد كردند! اما ديگر نه خبري از آزادي بود و نه از توسعه سياسي و نه از جامعه ي مدني ! و حتي وقتي از اصلاحات حرف زدند آنرا به اصلاحات اقتصادي معنا كردند! آري اين هم از بركت هاي دولت كنوني است كه حتي جبهه ي دوم خرداد هم كه مي دانند و مي دانيم كه تنها چيزي كه برايشان پشيزي ارزش ندارد خواست مردم متدين و مستضعف است ، مجبور است براي جلب اعتماد مردم شعارهاي اصلي خود را كنار بگذارد و حداقل در محدوده ي شعار هم كه شده دم از مشكلات و خواست هاي واقعي مردم بزند.
آري عزيزان ، از شعار آزادي و جامعه ي مدني تا شعارهاي اقتصادي و توجه به مستضعفان راه درازي است كه جبهه ي دوم خرداد به زور سيلي مداوم مردم ( با رأي ندادن هاي مداوم در انتخابات ) مجبور به طي كردن آن شده است!
فاعتبروا يا اولي الأبصار !!!
...........................................................................................
سایتهایی که به این مطلب لینک داده اند : رجــا نیوز رســـانه قلم پرس راسخون کلمه نیوز الـف








