چندی پیش حجتالاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی طی سخنرانی مهمی در شهرستان خمین به ریشههای حوادث انتخابات و پس از آن پرداخت.
به دلیل اهمیت این سخنرانی که در مردادماه سال جاری ایراد شده اما انعکاس رسانهای چندانی نداشته است، یک استکان چای داغ قسمتی از متن پرسش و پاسخ این مورخ انقلاب اسلامی و از یاران نزدیک امام راحل را منتشر میکند:
مجري برنامه: بسم الله الرحمن الرحيم. اكثريت سؤالات در رابطه با سخنراني آقاي رفسنجاني هستند سؤال فرمودهاند: ديدگاه شما نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني به چه صورتي است؟
آقاي روحاني: اين آيه شريفه هميشه جلوي چشم من قرار دارد: «احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون» آيا مردم فكر ميكنند همين كه گفتند ما ايمان آورديم رها ميشوند و مورد آزمايش قرار نميگيرند؟ همه انسانها در معرض آزمايش خدا هستند من در نجف كه در خدمت امام بودم ميديدم امام در پايان غالب نامههايي كه براي اشخاص و افراد مختلف مينوشتند توجه داشتند كه اين جمله را بنويسند: «از جنابعالي براي حسن عاقبت خودم التماس دعاي خير دارم» عاقبت به خيري مسئله بسيار مهمي است همه ما در معرض خطر هستيم به تعبير حضرت علي(عليهالسلام): «والله لتغربلن غربله» همه ما را در اين ديگ جوشان طبيعت انداختهاند و دارند زير ورو ميكنند تا جهنميها به درستي شناخته شوند؛ آقاي هاشمي رفسنجاني سابقه ممتدي در مبارزه داشتند از آن روزي كه امام نهضت را آغاز كردند ايشان سر در راه امام گذاشتند مبارزه كردند، زندان رفتند، شكنجه ديدند، زجر كشيدند اما چيزي كه باعث لغزش ايشان شد غروري است كه ايشان را گرفت؛ شما اگر كتاب خاطرات ايشان را مطالعه كنيد ميبينيد كه ايشان مطالب را به گونهاي ذكر ميكند كه انگار ايشان به نحوي امام را هدايت ميكرده!! راهنمايي ميكرده!! رهنمود ميداده!! و امام در خيلي موارد مجري نظرات ايشان بوده است!! و در مواردي كه امام به نظريات ايشان توجه نميكرده اشتباه پيش ميآمده است! من اگر بخواهم وارد نكات نادرستي كه در خاطرات ايشان مطرح شده بشوم بحث خيلي طولاني ميشود اما براي شناخت ايشان خوب است كه افراد خاطرات ايشان را مطالعه كنند در جايجاي خاطرات، ايشان مطالب را به گونهاي ذكر ميكند كه انگار ايشان بوده كه داشته نهضت اسلامي و اين انقلاب را پيش ميبرده و راهنمايي ميكرده است! در صورتي كه وقتي ما نگاه ميكنيم ميبينيم بزرگترين اشتباهي كه ايشان كرد، كه جبرانناپذير بود، در جريان سازمان منافقين بود؛ ايشان با همه قدرت به حمايت از سازمان منافقين برخاست، از آنها حمايت كرد و آنها را تقويت كرد، بهترين جوانان مسلمان را تشويق كرد كه به سازمان بپيوندند و در مقابل نظر امام ايستاد. من يادم است كه در سال 1354 آقاي هاشمي رفسنجاني را در لبنان ديدم هم ايشان با لباس شخصي بود هم من با لباس عربي؛ با چفيه و دشداشه و عينك دودي بودم؛ لبنان محيطي جاسوسي بود جاسوسهاي شاه در آنجا قوي بودند اگر با لباس روحاني ميرفتم در خطر بودم هر وقت به لبنان ميرفتم تا كتابي چاپ كنم يا در آنجا كاري داشتم با لباس مبدل ميرفتم. ايشان من را نشناخت، من ايشان را شناختم و بعد از 10 سال كه همديگر را نديده بوديم با هم خوش و بش و حال و احوال كرديم بعد ايشان گفتند: «من [به] نجف رفته بودم خدمت امام رسيدم به امام عرض كردم: من پارسال هم به قصد آمدن به نجف از ايران بيرون آمدم ولي نتوانستم ويزاي عراقي بگيرم و امسال موفق شدم ويزاي عراقي گرفتم و براي ملاقات شما آمدم پارسال به يك قصد آمدم امسال به قصد ديگري آمدم، پارسال ...» يعني در سال 1353 «آمدم كه از شما در حمايت از سازمان مجاهدين خلق اعلاميه بگيرم و امسال آمدم بگويم ما اشتباه كرده بوديم شما درست ميفرموديد» حالا سال 53 سالي بود كه سازمان منافقين تغيير ايدئولوژي داده، ماهيتش را برملا گرديده، بسياري از آنان، كمونيست شدهاند، بچهمسلمانها را كشتهاند، آن جنايات را كردهاند؛ خب اين زندگي سياسي ايشان بوده است با اين اشتباهات آشكار و فاحش خود را در حد امام مينمايانند و داعيه رهبري دارد، ليكن ميبينيم امام در نجف غريب بود، تنها بود، راه ارتباط با ايران قطع بود، شاه و صدام بر سر اروندرود با هم اختلاف داشتند، به كلي مرزها را بسته بودند سالها حتي يك ايراني نتوانست به عراق بيايد در چنين شرايطي وقتي كه نمايندگان سازمان منافقين آمدند با امام ملاقات كردند عليرغم اينكه از آقاي هاشمي رفسنجاني، آقاي منتظري، آقاي طالقاني [و] از علماي ديگر نامههايي در جهت تأييد خود آورده بودند امام گفت: «من به اين نامهها كار ندارم خودم بايد شما را بشناسم» چند جلسه كه با اينها حرف زد فهميد اينها منحرف هستند و اينها را تأييد نكرد ولي ميبينيم كه آقاي هاشمي با تأييد اينها بزرگترين ظلم را به نسل جوان كرد كه بهترين جوانهاي ما با تشويق او به سازمان پيوستند و نفله شدند؛ خب ايشان با اين وضع ميآيد در خاطراتش به گونهاي خاطرهبافي ميكند كه انگار او بوده كه امام را هدايت و راهنمايي ميكرده است! اين روحيه خودخواهي كار دستش داد بعد از امام ايشان فكر ميكرد كه يك امپراتوري اسلامي در ايران به رهبري او تشكيل ميشود، به ظاهر مقام معظم رهبري، رهبر است ولي مقام معظم رهبري هم حتما بايد نظريات او را اعمال كند و دنبالهرو نظريات او باشد الان ببينيد وقتي صحبت ميكند چه ميگويد؛ ميگويد: «50 سال است من با مقام معظم رهبري رفيقم» يعني چي؟ امروز او رهبر است شما بايد بگوييد «من پيروم. بر من واجب است كه مطيع ايشان باشم امر ايشان را اطاعت بكنم» ما 50 سال است با هم رفيق هستيم يعني چي؟ خود اين جمله نشان ميدهد كه طرف به اصل ولايت فقيه پايبند نيست غرور او را به حدي گرفته كه دارد به گونهاي ديگر حركت ميكند تمام اين مصيبتهايي كه در جريان انتخابات بر سر اين كشور آمد از آن نامه سرگشادهاي بود كه ايشان نوشت؛ جرقه را از آنجا زد، آتش نفاق و اختلاف را از آنجا روشن كرد و نسل جوان و مردم را به جان هم انداخت بعد حالا ميآيد دلسوزي ميكند؟ ميآيد ميگويد جنگ قدرت نيست؟ ميآيد ميگويد چرا بايد اختلاف باشد؟ دعوت به وحدت ميكند؟ اگر ميخواهد دعوت به وحدت بكند اول بايد از آن نامه توبه كند [بايد] بگويد «آن نامه خيانت بود من از آن نامه پشيمان هستم بعد هم بگويد پيرو رهبر هستم اطاعت از رهبري بر من و همه ملت واجب است»؛ «50 سال [است] با هم رفيقيم» يعني چي؟ اين نشان ميدهد طرف دارد چه راهي ميرود و چه كار ميكند تمام اين مشكلات از همان قدرتطلبي و خودخواهي منشأ ميگيرد [از] قوم و خويشپرستي منشأ ميگيرد اين آقازادهها او را به روز سياه نشاندند و نفهميد. اي كاش او از سرنوشت آقاي منتظري عبرت ميگرفت! ديد آقاي منتظري خودش را قرباني مهدي هاشمي كرد؛ امام، انقلاب، ايمان [و] خدا را به خاطر مهدي هاشمي قرباني كرد متأسفانه ايشان هم همين راه را رفت انگار ايشان هم دارد قرباني مهدي هاشمي خودش ميشود در هر صورت مشكل ايشان گستردهتر از اين است كه من بتوانم در چند دقيقهاي كه در خدمت شما هستم واقعيتها را بيان كنم، بگذريم.
- : خيلي ممنون! حاج آقا اكثر سؤالاتي را كه در رابطه با آقاي رفسنجاني بود جوابگو بودند فقط يك سؤال است؛ حاج آقا! با توجه به مطالبي كه فرموديد و با اينكه معلوم بود آقاي رفسنجاني در نماز جمعه چه ميخواهند بگويند چرا باز هم اجازه داده شد كه ايشان خطبههاي نماز جمعه را بخوانند و چرا مقام معظم رهبري با اين شناختي كه از هاشمي رفسنجاني دارند ايشان را از رياست مجمع تشخيص مصلحت عزل نميكنند؟
آقاي روحاني: مقام معظم رهبري چون واقعا راه امام، انبياي خدا و بزرگان اسلام را دنبال ميكنند و رحمتللعالمين هستند در حقيقت تا آنجايي كه امكان دارد نميخواهند كساني را كه خدمتگزار اسلام بودند، در مبارزه بودند، در سنگر انقلاب بودند از دست بدهند؛ همان روشي كه خود امام در مقابل آقاي منتظري داشتند؛ شما نميدانيد امام چه خون جگري خوردند، چه سالهايي تلاش كردند... شما اگر رنجنامه حجتالاسلام والمسلمين آسيد احمد خميني(رحمتالله عليه) را مطالعه كنيد ميبينيد كه امام چه كشيدند؛ تا آنجايي كه توانستند سعي كردند آقاي منتظري را هدايت كنند، اصلاح كنند، نگذارند از دست برود من يادم هست كه وقتي آقاي شريعتمداري در مقابل انقلاب به كارشكنيها و آنگونه مسائل دست زده بود يادم است كه امام خيلي تلاش كردند كه نگذارند آقاي شريعتمداري سقوط كند، بيآبرو شود، اعتبارش را از دست بدهد، در [ميان] مردم پرستيژش از بين برود؛ در مورد آقاي منتظري هم همين وضع بود ولي امام به آن نتيجه رسيدند كه راهي جز اينكه او را كنار بزنند نيست. آن روزي كه امام [فرمان] عزل آقاي منتظري را نوشتند سه بار گريه كردند؛ آن امام عظيمالشأن قدرتمندي كه وقتي كه خبر شهادت پسرش، حاج آقا مصطفي، به او رسيد خم به ابرو نياورد، در مقابل آن مصيبت بزرگ مقاومت كرد، آه نگفت، اشك در چشمش نيامد ما ديديم كه در جريان آقاي منتظري سه بار گريه كردند؛ براي امام شوخي نبود كه شخصيتي مثل آقاي منتظري با آن سوابق، با آن زحمات، با آن رنجهايي كه كشيده به آن روز مبتلا بشود الان مقام معظم رهبري هم همين مشكل را دارند خدا ميداند كه با چه خون جگري دارند با اين مسائل مواجه ميشوند. تمام تلاششان اين است كه نگذارند اين شخصيتها با آن سوابق مبارزاتي سقوط كنند؛ اين وظيفه اسلامي و رسالت الهي ايشان است پيامبران الهي براي اين مبعوث شدند كه انسانها را از لجنزار نجات بدهند مقام معظم رهبري نميخواهند كاري بكنند كه اين شخص، با آن سوابق، به لجنزاري فرو غلطد كه ديگر راه نجاتي براي او نباشد تمام تلاششان اين است كه حتيالامكان ايشان را حفظ كنند و از اين گمراهي و منجلاب نجات بدهند؛ اميدواريم كه چنين باشد.
مديرمسئول محترم روزنامه وزين كيهان
با سلام خدمت شما و ساير عزيزان كيهاني، معروض مي دارد كه در ذهن اينجانب و بسياري از افراد ديگر كه به مسايل شرعي پاي بند هستند سوالاتي مطرح است كه مي توانستم مستقيماً و با ارسال نامه از مراجع عظام تقليد حفظهم الله تعالي پاسخ آنها را بخواهم اما از آنجا كه اين سوالات در ذهن بسياري ديگر از مردم عزيز ايران اسلامي هم مطرح است و اخيراً ديده ام كه برخي از مراجع محترم به اينگونه پرسش ها پاسخ رسانه اي مي دهند، استدعا دارم سوالات زير را در روزنامه وزين كيهان چاپ بفرماييد تا انشاءالله پاسخ آنها از جانب مراجع عظام براي اطلاع عموم مقلدين اعلام شود.
1-حكم فرد يا افرادي كه با ناديده گرفتن فرمان ولي امر مسلمين و قوانين جمهوري اسلامي مبني بر عدم برپايي تجمع و اردوكشي خياباني، روز بعد از اين فرمان اقدام به تحريك مردم، تجمع و راهپيمايي و نهايتاً اغتشاش نموده و بواسطه اعمال آنان نفوس مسلمين به قتل رسيده، اموال آنان مورد تطاول و انهدام قرار گرفته و بيت المال مسلمين تخريب شده است، چيست؟
2-آيا افرادي كه بعد از فرمان ولي امر مسلمين در تجمعات و آشوب ها شركت نموده و نقش آمريت آنان در تحريك معترضين مسجل شده و توسط ضابطين قضايي دستگير شده اند را مي توان بدون طي نمودن تشريفات قانوني و به صرف پيشنهاد و توصيه يكي از مسئولين ( كه فرزندان وي نيز جزء آمرين بوده اند) آزاد نمود؟ افراد عادي مورد نظر نيستند.
3- حكم كساني كه با علم و آگاهي اقدام به ايجاد نقار و دودستگي در صفوف مومنين نمازگزار نموده و پس از سه دهه ساحت مقدس نمازجمعه كه تاكنون مظهر «وحدت و دشمن شكني»، بوده را با شعارهاي كاملاً مغاير با اسلام و منافع ملي به يك ميتينگ سياسي در جهت منافع دشمنان اسلام تبديل نموده اند چه مي باشد؟
4- از آنجا كه خطبه هاي نمازجمعه در حكم نماز مي باشد لذا كف زدن و سوت كشيدن افراد در حين ايراد خطبه ها چه حكمي دارد؟
5- آيا نمازگزاران جمعه مي توانند:
الف- زن و مرد (ولو محرم) شانه به شانه هم و به صورت مختلط به نماز ايستاده و به امام جمعه اقتدا كنند؟
ب- آيا نمازگزار جمعه مي تواند با كفش به نماز بايستد؟
ج- حكم كسي كه به توصيه رسانه هاي ضد انقلاب در نمازجمعه شركت نموده چيست؟
6-ارائه پيشنهاداتي از سوي خطيب جمعه كه مغاير با نظرات صريح ولي امر مسلمين و مخالف قوانين جاري بوده و دربردارنده خوشحالي دشمنان اسلام و تاييد اين فرد از سوي آنان باشد البته با ملاك قرار دادن فرمايش بنيانگذار نظام مقدس اسلامي كه فرمودند «هرگاه مشاهده كرديد دشمنان از شما تعريف كردند در كار خود شك كنيد» از نظر شرعي چه حكمي دارد؟
7- وظيفه شوراي سياستگذاري ائمه جمعه و ديگر مبادي مسئول درخصوص افراد سياسي كه با سوءاستفاده از همايش نمازجمعه (كه وجهه بارز آن وحدت و يكپارچگي است) اقدام به زورآزمايي جناحي نموده و با طرح شعارهاي غرض آلود نمازجمعه را به صحنه دودستگي و جدل تبديل نموده و در جهت مغاير با اهداف ملي، نظر مبارك حضرت امام و رهبرمعظم انقلاب حركت نموده اند چيست؟
8- مصاحبه با رسانه هايي مانند بي بي سي و راديو فردا كه بطور قطع توسط سرويس اطلاعاتي دشمن داير شده و هدايت مي شود چه حكمي دارد؟
با تشكر و تقديم احترامات فائقه
اكبر حامدنيا 1/5/88
آنچه در ذیل می خوانید گوشه هایی است از سخنان رهبری در روز مبعث و مقایسه ی آن با احوالات آقای رفسنجانی : ( قسمتهای آبی کلام رهبری است و قسمتهای قرمز تحلیل حقیر )
امروز اصليترين نياز جامعه اسلامي عمل به پيام بعثت و ملاك قرار گرفتن عقل و خرد، حاكم شدن فضيلتهاي اخلاقي و مبنا قرار گرفتن انضباط قانوني در جامعه است كه در اين زمينه وظيفه نخبگان و بزرگان بسيار با اهميت است.
آقاي رفسنجاني شما براي برقراري مبنا قرار گرفتن انضباط قانوني چه كرديد ؟! آيا وظيفه اي براي خود احساس نكرديد كه تا يكماه ساكت بوديد ؟! تازه بعد از يك ماه و آنهم بعد از اينكه كار از كار گذشته همه را به قانون دعوت مي كنيد ؟! ضمن اين كه در همين خطبه ها هم كه دم از قانون زديد با دستور غير قانوني براي آزادي تمامي اغتشاشگران و زير سوال بردن اقدامات قانوني شوراي نگهبان همين صحبت ناقص و ديرهنگام خود را هم خنثي فرموديد!
رواج فضيلتهاي اخلاقي در جامعه همچون هواي لطيفي است كه زمينه زندگي سالم را فراهم ميآورد و انسان را از حرصها، جهالتها، دنيا طلبيها، بغض هاي شخصي و سوء ظن به يكديگر باز ميدارد و به همين دليل است كه در اسلام تزكيه و رشد اخلاقي بر تعليم مقدم است.
آقاي رفسنجاني همانطور كه رهبري هم در نمازجمعه ي تاريخي خود تأييد كردند از انتخابات سال 84 كه از رئيس جمهور شكست خورديد شروع به مخالفت با دولت كرديد و از هيچ اقدام زباني و عملي در تخريب و تضعيف دولت فروگذار نكرديد ! آيا اينها مصداق بغض هاي شخصي نيست ؟!
در ميان ملت ايران سلايق مختلفي در عرصه زندگي اجتماعي وجود دارند كه هر كدام نظر خود را بيان ميكنند اما آنجايي كه ملت احساس ميكنند، مسئله دشمني با نظام در ميان است و دستي، حركتي را براي ضربه زدن به نظام مديريت ميكند، از او فاصله ميگيرند، حتي اگر همان شعاري را بدهد كه ملت به آن معتقد است... البته رسانههاي استكباري بمنظور حمايت از اغتشاش گران آنها را مردم مي نامند در حاليكه مردم، آن جمعيت ميليوني است كه بمحض ديدن اين اغتشاشگران و مفسدان، خود را كنار ميكشد و آنها را با ديده نفرت و انزجار نظاره مي كند.
آقاي رفسنجاني شما چندبار از معترضان به مردم ياد كرديد و خواستار رسيدگي به خواسته هاي آنها و آزادي زندانيانشان و دلجويي از خانواده هايشان شديد ! اين تناقض در گفتار نسبت به رهبري را چگونه توجيه مي كنيد ؟! شما كه مدعي بوديد رهبري عشق شماست !!!؟ اين رابطه ي عاشق و معشوقي واقعا نوبر است مگر نه ؟!
هر فردي با هر عنوان و موقعيتي، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامني سوق دهد از نظر عموم ملت ايران، انسان منفوري است.
آقاي رفسنجاني سخنان شما همچون بنزيني بود بر خاكستر در حال مرگ اغتشاشگران كه دوباره روح تازه اي در كالبد در حال ضعف آنها دميد. ( البته شكي نيست كه اين عده ي محدود از خس و خاشاك در برابر ملت عظيم ايران هيچ نيستند و كاري از پيش نخواهند برد ) اما آيا سخنان شما مصداقي از سوق دادن جامعه به سمت ناامني نبود ؟!
نخبگان هوشيار باشند زيرا هرگونه حرف، تحليل، و اقدام آنان كه موجب بر هم خوردن امنيت جامعه شود، حركت در خلاف مسير ملت ايران است.
آقاي رفسنجاني آيا شما در مسير ملت ايران در حال حركتيد ؟! آيا تحليل هاي شما در نماز جمعه موجب تقويت امنيت اجتماعي شد يا تضعيف آن ؟!
همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتنهاي خود باشند زيرا نگفتن مسائلي كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلي كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.
آقاي رفسنجاني شما آنجا كه بايد از سلامت انتخابات كه مورد تأييد مسئولان رسمي و قانوني بود دفاع كنيد سكوت كرديد ! آنجا كه بايد دوستانتان را به آرامش و طي مسيرهاي قانوني دعوت مي كرديد سكوت كرديد ! آنجا كه بايد اغتشاشات را محكوم مي كرديد سكوت كرديد ! بعد از نماز جمعه ي تاريخي رهبري كه بايد حرف هاي ولي خود را تأييد مي كرديد سكوت كرديد ! و حتي در مقابل دفاعي كه رهبري در نماز جمعه از شما كرد يك تشكر خشك و خالي هم نكرديد ! اما بعد از آرامش نسبي فضا كه ديگر وقت سكوت بود بجاي سكوت حرف از ترديد زديد و شوراي نگهبات را متهم كرديد و قانون اساسي را تلويحا ناكارآمد جلوه داديد و غيرمستقيم به دوستانتان توصيه كرديد در راه تغييرش گام بردارند !!! آيا شما مصداق بارزي از مصاديق كلي سخنان رهبري نيستيد ؟!
راه صحيح عقلانيت، همان راهي است كه عبادت خدا را هموار كند و شاخص آن نيز اين است كه خود قضاوت كنيم، آيا سخنان و موضع گيريهاي ما براي رضاي خدا و با نيت اخلاص است يا اينكه براي جلب توجه برخي افراد، بنابراين نبايد خود را فريب دهيم.
آقاي رفسنجاني از حرف هاي شما چه كساني خوشحال شدند ؟ اغتشاشگران و رسانه هاي داخلي آنها ! دشمنان خارجي و رسانه هاي متخاصم غربي ! و در يك كلام تمامي مخالفان اين مملكت و نظام ! آيا شما براي رضاي خدا موضع گيري كرديد يا براي جلب توجه برخي افراد ؟!!!
نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.
آقاي رفسنجاني شما در امتحان عظيمي قرار گرفته ايد و موفق نشدن در اين امتحان ، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط شما خواهد شد.
البته دو جريان وجود دارد، بدينصورت كه يك عده قاطع هستند، ايستادهاند و كار خودشان را ميكنند و عده ديگر هم كه كم نيستند و بخش زيادي از مردم فهيم كشور ما را تشكيل ميدهند ميگويند ما ترديد داريم و براي رفع ترديد آنها بايد كار كنيم. »




اين عمل تأكيدي است بر صحت كامل انتخابات و اينكه : آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است؟! با توجه به اينكه جناب مهندس موسوي حدود پنجاه هزار نماينده بر سر صندوقها داشته اند به راحتي مي توانند آراء منتشر شده از سوي وزارت كشور را با آراء ارسالي از نمايندگان خود تطبيق بدهند تا هيچ شبهه اي باقي نماند.

جناب هاشمي رفسنجاني چند هفته قبل درباره بحران مالي اخير و گسترده آمريكا گفته بودند؛
«اگر بحران اقتصادي آمريكا، تهديد جدي براي دنياي غرب است يكي از عوامل اين بحران، هزينه هاي زيادي است كه در اين هفت، هشت سال در عراق و افغانستان كرده و امروز بايد 700 ميليارد دلار ديگر تزريق كنند تا از اين بحران اقتصادي تا حدودي نجات يابند» رسانه هاي غربي اين تحليل آقاي هاشمي رفسنجاني را كه با واقع بيني و ارائه شواهد مستند همراه بود پوشش درخور توجهي دادند و از واقع نمايي آن سخن گفتند. آقای رفسنجاني در ادامه همان تحليل، بحران اقتصادي آمريكا را انتقام الهي از متجاوزان دانسته و با اشاره به اين كه بحران اقتصادي اخير نشانه از پاي درآمدن آمريكاست گفته بودند؛
«اين يك وعده الهي است و البته بايد صبر كرد زيرا خدا مي داند كه چگونه و كي و در چه شرايطي متجاوزان را از پاي درآورد».
اين تحليل كه با واقعيت هاي غيرقابل انكار موجود همخواني فراواني داشت- و دارد- براي مردمي كه بارها شاهد رخدادهاي بن بست شكني در تقابل دائمي خود با آمريكا و متحدانش بوده اند ضمن آن كه اميدآفرين بود، ترغيب كننده به ادامه راه و اطمينان به ياري خدا نيز تلقي مي شد.
اما، دو روز قبل، آقای رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران تحليلي متفاوت از اين ماجرا ارائه كردند كه با عرض پوزش و متأسفانه از يكسو با تحليل قبلي ايشان در تناقض بود و از سوي ديگر با واقعيت هاي موجود همخواني چنداني نداشت. ايشان در بخشي از خطبه هاي نماز جمعه تهران گفت؛
«به اعتقاد من و بسياري از صاحب نظران ديگر، اينگونه نيست كه اين شرايط به نفع ما باشد، لذا نبايد از اين بحران اظهار خوشحالي كنيم... نبايد گفت اين مسئله معجزه خداوند است كه اين كشورها تنبيه شوند، چرا كه هر چند ممكن است تنبيهي براي آنها باشد اما قشر ضعيف جامعه نيز آسيب مي بينند و بايد مراقب اين مسئله بود... بايد ذخاير ارزي كشورمان را به نقطه مطمئني براي كشور تبديل كنيم كه در چنين حوادثي اقتصادمان به باد نرود... البته نمي خواهم آن بحث هاي انتقادي را مطرح كنم كه اين ذخاير حفظ شده است يا خير، بلكه بحث هشدار و تذكر است».
درباره سخنان جمعه آقای رفسنجاني اشاره به دو نكته ضروري به نظر مي رسد.
الف: بخشي از سخنان جمعه آقای رفسنجاني- صرف نظر از صحت و سقم آن- با اظهارات قبلي ايشان تفاوتي در حد تناقض دارد كه البته تغيير ديدگاه شخصيت هاي سياسي نسبت به يك موضوع و ماجراي واحد، نه دور از انتظار است و نه خداي نخواسته قابل خرده گيري، اما آقای رفسنجانی اشاره اي به تغيير نظر قبلي خود نكردند بنابراين كمترين فايده در اشاره به اين تفاوت ها جست وجوي نظر قطعي و نهايي ايشان- به عنوان يك تحليلگر آگاه- است.
آقای رفسنجاني در سخنان قبلي خود از بحران اقتصادي آمريكا با عنوان «يك وعده الهي» ياد كرده و آن را انتقام الهي از متجاوزان دانسته و با اشاره به اين بحران گفته بودند؛ «خدا مي داند كه چگونه و كي و در چه شرايطي متجاوزان را از پاي درآورد». اما در خطبه هاي جمعه اخير مي فرمايند؛ «نبايد گفت كه اين مسئله معجزه خداوند است كه اين كشورها تنبيه شوند»! و در حالي كه پيش از اين بحران مالي آمريكا را وعده الهي- بخوانيد ياري خداوند به مردم ايران- دانسته بودند، در سخنان جمعه خود مي گويند «به اعتقاد من و بسياري از صاحب نظران ديگر، اينگونه نيست كه اين شرايط به نفع ما باشد، لذا نبايد از اين بحران اظهار خوشحالي كنيم»!
و سؤال اين است كه چرا بايد تحليل قبلي آقای رفسنجاني كه بحران اقتصادي آمريكا را «وعده الهي» و انتقام از متجاوزان دانسته بودند نپذيريم و تحليل اخير ايشان را پذيرا شويم؟ و حال آن كه تحليل قبلي آقاي رفسنجاني با تمامي شواهد و قرائن موجود انطباق كامل دارد و تحليل اخير، متأسفانه اينگونه نيست.
ج- نه فقط مسئولان رسمي آمريكا و اروپا از بحران اقتصادي اخير به عنوان يك فاجعه بزرگ ياد مي كنند، بلكه رخدادهاي برخاسته از اين بحران، نظير ورشكستگي بانك ها و شركت هاي بزرگ، ناهنجاري هاي اجتماعي، بي اعتمادي گسترده مردمي و ده ها رخداد غيرقابل انكار ديگر از فاجعه عظيم و شكننده اي حكايت مي كنند كه آمريكا و اروپا را فرا گرفته است كه اين نكته مورد انكار آقای رفسنجانی نيز نبوده و نيست، اما درباره بخشي از اظهارات ايشان كه گفته اند «اين شرايط به نفع ايران نيست لذا نبايد از اين بحران اظهار خوشحالي كرد».
بايد گفت؛ هشدار دلسوزانه ايشان قابل تقدير است، اما واقعيت آن است كه ايران اسلامي از اين بحران كمترين آسيب را مي بيند، بنابراين چرا از شكست دشمن و در امان بودن نسبتاً اميدوار كننده خود از بحران ياد شده خوشحال نباشيم؟ در اين زمينه، برخي از تحليل هاي دشمن كه به علت مستند بودن آنها، درخور توجه است مي تواند گوياي واقعيت باشد و از اين ميان به تحليل خبرگزاري بي بي سي - كه به يقين دوست ايران نيست- و از قول كارشناسان اقتصادي برجسته آمريكا و اروپا مطرح شده است، بسنده مي كنيم. بي بي سي مي نويسد؛
«سؤالي كه قاعدتاً مطرح مي شود اين است كه آيا اين بحران بر اقتصاد ايران نيز تأثيري داشته يا خواهد داشت؟ تاكنون تنها نتيجه بحران مالي براي ايران اين بوده كه بهاي نفت خام پس از چند ماه افزايش سريع آن در بازارهاي بين المللي، در هفته هاي اخير تا حدودي كاهش يافته است. از سوي ديگر، در شرايط كنوني اقتصاد ايران از اين بحران مصون مي ماند و اين مصون ماندن از آثار بحران جهاني اخير غير عادي نيست. زيرا اقتصاد اين كشور به استثناي صادرات نفت و واردات كالا، كه معمولاً با حداقل بهره برداري از امكانات نهادهاي بين المللي صورت مي گيرد، ارتباط چنداني با اقتصاد جهاني ندارد. به عبارت ديگر، بسياري از عوامل مالي و رواني تأثيرگذار بر بازارهاي مالي جهان، در ايران موضوعيت و تأثير ندارد و برخي از تحولاتي كه از نظر بسياري از كشورهاي ديگر نشانه بروز يك بحران عميق است در ايران بحران زا نيست» و...
بنابراين نگراني ابراز شده آقای رفسنجانی با واقعيت ها انطباق چنداني نداشته و نبايد باعث دلشوره مردم شود. بلكه بحران اقتصادي اخير آمريكا و اروپا بدون ترديد، يك رخداد شكننده براي دشمن و به همان اندازه براي ملت ايران و ساير ملت هاي مسلمان خوشحال كننده است.
و بالاخره، اگرچه ايستادگي و مقاومت دولت نهم در برابر باج خواهي هاي دشمنان، برخي از تحريم ها و قطع روابط اقتصادي با ايران را در پي داشته و انتقادهايي را برانگيخته است و شايد آنجا كه آقای رفسنجاني مي گويند «البته نمي خواهم آن بحث هاي انتقادي را مطرح كنم» به همين مسئله اشاره داشته اند، اما، اين ايستادگي و مقاومت اسلامي و انقلابي، ضمن آن كه حفظ عزت و اقتدار نظام و مردم ايران را به دنبال داشته، در شرايط كنوني- و به لطف خداي سبحان- در امان بودن اقتصاد كشور از بحران اقتصادي اخير را نيز باعث شده است و اين همه، به گفته قبلي آقای رفسنجاني «وعده الهي است و البته بايد صبر كرد، زيرا خدا مي داند چگونه و كي و در چه شرايطي متجاوزان را از پاي درآورد».
( مقاله حسین شریعتمداری - با تلخیص و اندکی تغییر )
کامل این متن را اینجـــــا بخوانید.

امام جمعه نیشابور به شدت از هاشمی رفسنجانی به دلیل اظهارات چندی قبل او در مشهد مقدس مبنی بر مدارا با دولت در طول 3 سال گذشته انتقاد خاطرنشان کرد: آقاي هاشمي حتي يكبار در خطبههاي نمازجمعه و سخنرانيهايش درباره عملكرد غلط مليمذهبيها و مشاركتيها و اصلاحطلبها چيزي نگفت و با آنها مدارا كرد و اگر خودش با حرفها و كارهاي آنها موافق بود، اين بدتر!
به گزارش رجانیوز، آيت الله عبدالجواد غرويان در خطبههاي نمازجمعه اين هفته، ضمن برشمردن خصوصيات دولت شهيد رجايي اظهار داشت: شهيد رجايي در راستاي آرمانهاي انقلاب اسلامي و اجراي عدالت و رسيدگي به حال محرومين و مستضعفين در آن روزها كه استكبار جهاني و مافقين و مليگراها به شدت در پي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي بودند، شجاعانه در ميدان بود و بارها اعلام كرده بود كه آماده شهادت است.
وي در باب خصوصيات شهيد رجايي و دكتر احمدينژاد اظهار داشت: ايمان قوي، ولايتمداري، سادهزيستي، عدالتمحوري، استكبار ستيزي و شجاعت از خصوصيات بارز اين دو مرد فداكار در نظام ما بوده و هست.
آيتالله غرويان به فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار با دكتر احمدينژاد و هيأت دولت و همچنين در ديدار خبرگان رهبري اشاره کرد و گفت: فرمايشات و رهنمودهاي ولايت فقيه براي ما حجّت است و ما حمايت از دولت خدمتگزار آقاي احمدينژاد را وظيفه خود ميدانيم و كساني كه با اسم انتقاد، اقدام به تخريب دولت مظلوم احمدينژاد مينمايند، بايد در پيشگاه خداوند پاسخگو باشند.
امام جمعه نيشابور با اشاره به سخنان هاشمي رفسنجاني مبنی بر اینکه "با دولت 3 سال مدارا كردهايم و چيزي نگفتهايم"، اظهار داشت: بدون رودربايستي ميگويم، هركس هم ميخواهد اين خطبه را ضبط كند، سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني درباره دولت بسيار تعجببرانگيز بود. شما دقت كنيد كه آقاي هاشمي رفسنجاني در زمان رياستجمهوري خودشان، با اصلاحطلبهاي مفسد، با مليمذهبيها، با دومخرداديها و... مدارا ميكرد، با دشمنان اسلام كه در پي براندازي نظام بودند، مدارا ميكرد، اين برخلاف اصول اوليه انقلاب است، آيا با دشمنان كه ضرباتي را به نظام و انقلاب وارد ميكنند، بايستي مدارا كرد؟
وی ادامه داد: هر چه آقاي هاشمي عقبنشيني كردند، دشمنان خارجي و داخلي جلوتر آمدند و اين غلط است. آقاي هاشمي حتي يكبار در خطبههاي نمازجمعه و سخنرانيهايش درباره عملكرد غلط مليمذهبيها و مشاركتيها و اصلاحطلبها چيزي نگفت و با آنها مدارا كرد و اگر خودش با حرفها و كارهاي آنها موافق بود، اين بدتر!
امام جمعه نیشابور اضافه کرد: مثلاً در زمان عطاءالله مهاجراني كه وزير فرهنگ ارشاد و اسلامي بود، آنقدر برخي اشخاص و روزنامهها به اسلام، به پيغمبر اكرم صليالله عليه و آله و سلم، ائمه معصومين، توهين كردند و حتي كتابهاي ناروا نوشتند، چرا ايشان هیچ چیز نگفتند؟ بدتر از اينها كه انسان شرم دارد بگويد، فائزه خانم دختر ايشان از اينجا حركت كرد رفت به خارج كشور و شروع كرد عليه جمهوري اسلامي صحبت كردن و آخر هم رفت كنار قبر شاه ملعون و عذرخواهي كرد. آقاي هاشمي كه پدر ايشان بود يك كلام به ايشان نگفت كه چرا اين كارها را ميكني، اين بود كه اگر دقت كرده باشيد در انتخابات رياست جمهوري گذشته، مردم اين جور چيزها را از او ديدند، و بعد تفاوت آراي ايشان و آراي آقاي احمدينژاد حدود 5/7 ميليون رأي بود، مردم زرنگ هستند، مردم ميفهمند كه بالاخره به چه كسي رأي بدهند و به چه كسي بايد رأي ندهند. اين مردم چندين سال هست كه آزموده شدهاند و مطالب را ميفهمند.
آيتالله غرويان گفت: پس از سخنراني آقاي احمدينژاد، آيتالله خزعلي سخناني ايراد كرد و فرمود آقاي احمدينژاد عزت اسلام و مسلمين را به رخ جهانيان و استكبار جهاني و صهيونيستهاي غاصب كشيد و با منطق و بيان شيوا و با صبوري نقشه دشمنان اسلام را نقش بر آب كرد و حداقل 500 ميليون جمعيت جهان كه مستقيم سخنان احمدينژاد را گوش ميكردند و تصوير دانشگاه و جلسه را ميديدند، او را تحسين كردند و به بيادبي رئيس دانشگاه كلمبيا پي بردند.
امام جمعه نيشابور ادامه داد: اعتماد به نفس احمدينژاد در سخن و عمل و تلاش و پيگيري مستمر ايشان در اجراي مصوبات دولت در كشور و به ويژه در مناطق محروم از مهمترين ويژگيهاي رئيسجمهور است.
ايشان با تعادل حرف ميزند و همانطور عمل ميكند. سفرهاي استاني از مهمترين اقدامات دولت در پيشرفت متوازن كشور است. طرحهاي ساختاري براي پيشرفت مبتني بر عدالت و جلوگيري از حيف و ميل بيتالمال و مبارزه با فساد در ابعاد مختلف از اقدامات مثبت دولت نهم است. سركشي رئيسجمهور از خانههاي محرومين و رسيدگي به حال آنها الگويي است براي همه مديران كشور و اين از اهداف بزرگ حضرت امام و مقام معظم رهبري بوده و هست. مجلس خبرگان رهبري هم كه در جهت حفظ شرايط رهبري نظام انجام وظيفه ميكند به تأسي از مقام معظم رهبري از اقدامات دولت در موضوع مهم طرح تحول اقتصادي و استفاده از انرژي صلحآميز هستهاي و اقدامات دولت در مقابل دشمنان حمايت كردند. وضعيت اقتصادي كشور براساس آمار و ارقام و تحت تأثير زحمات شبانهروزي دولت احمدينژاد با دولتهاي ديگر قابل مقايسه نيست، كشور به سرعت در حال پيشرفت است، آمار بيكاري كاهش يافته، توليد ناخالص ملي افزايش يافته، حجم سرمايهگذاري در صنايع زيرساختي كشور افزايش يافته، و همهچيز در راستاي برنامه چشمانداز به سرعت در حال پيشرفت است و شكستخوردگان انتخابات نهم رياستجمهوري نميخواهند اين خدمات دولت را بفهمند.
آيتالله غرويان امام جمعه نيشابور در پايان خطبهها با توجه به عملكرد مثبت دولت در پيشرفت كشور و حمايتهاي منطقي و مستدل رهبر معظم انقلاب اسلامي از اين دولت، از آقاي هاشمي رفسنجاني و ديگران خواستند اگر از دولت نميتوانند حمايت كنند، حداقل سكوت كنند.

«مقام معظم رهبري در ابتداي فعاليت دولت نهم از ما خواستند مدتي با اين دولت مدارا كنيم، ما هم در اين سه ساله با قوه مجريه مدارا كرديم اما مي توانيم بگوئيم اين مدت تمام شده است.»
مطلب فوق بخشي از اظهارات آيت الله هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه روز دوشنبه در جمع فعالان اقتصادي خراسان رضوي، در مشهد مقدس بيان كرده اند.
درباره اين بخش از اظهارات آقاي رفسنجاني كه ديروز در يك اقدام هماهنگ به تيتر اول روزنامه هاي مدعي اصلاحات تبديل شده بود، اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي رسد.
1- استناد آيت الله هاشمي به نظر خصوصي رهبر معظم انقلاب - البته و با عرض پوزش در صورت صحت اين استناد- در حالي است كه چند روز قبل از آن، بيت رهبر معظم انقلاب با صدور اطلاعيه اي همگان را از استناد به نظرات مطرح شده از سوي معظم له در جلسات خصوصي، به شدت نهي كرده و تاكيد شده بود «اين مطالب تابع حكم مربوط به جلسات خصوصي است و هيچ كس نمي تواند ادعاي نقل و يا تحريف مطلبي را داشته باشد كه علي القاعده دسترسي به آنها جز در شرايط خاص امكان پذير نمي باشد.»
از اين روي استناد آقاي هاشمي رفسنجاني به سخنان رهبر معظم انقلاب در يك جلسه خصوصي به دليل فوق الذكر اقدامي خلاف قانون و روال است.
2- اين نقل قول فاقد اعتبار نيز هست، زيرا، از يكسو آنچه آيت الله هاشمي رفسنجاني از قول رهبر معظم انقلاب نقل كرده اند- البته مطابق تفسير خود ايشان- مستلزم تعريض رهبر فرزانه انقلاب به دولت نهم است و از سوي ديگر براي اثبات صحت آن هيچ سندي غير از اظهارات جناب آقاي رفسنجاني وجود ندارد واز آنجا كه حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني ميانه چندان خوبي با دولت ندارند، بديهي است كه اظهارات يك سوي ماجرا عليه سوي ديگر به تنهايي نمي تواند سنديت داشته و ملاك قضاوت باشد! مخصوصاً آن كه در اطلاعيه اخير بيت رهبر معظم انقلاب نيز با ظرافت هوشمندانه اي براين نكته تأكيد شده و اينگونه نقل قول ها را از نوع نقل قول هايي دانسته بود كه «علي القاعده دسترسي به آنها جز در شرايط خاص، امكان پذير نمي باشد».
3- رهبر معظم انقلاب بارها تأكيد فرموده اند كه نظرات ايشان در جلسات خصوصي با آنچه به صورت آشكار و علني مطرح مي فرمايند كمترين تناقضي ندارد. و بديهي است كه دوگانه گويي- نستجيربالله- از ساحت مقدس رهبر معظم انقلاب به دور است. توضيح آن كه ممكن است حضرت آقا در جلسات خصوصي، نظراتي ارائه بفرمايند كه از بيان عمومي آن بنا به مصالحي اجتناب بورزند ولي اينگونه اظهارنظرهاي خصوصي با آنچه به طور علني و براي عموم مطرح مي فرمايند در تناقض نيست و نمي تواند باشد.
اكنون با توجه به نكته بديهي فوق بايد گفت آنچه حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني از اظهارات خصوصي رهبرمعظم انقلاب نقل كرده اند با حمايت هاي مكرر و بي نظير حضرت آقا از دولت نهم و شخص رئيس جمهور در تناقض آشكار است. آقا اگرچه از ساير دولت ها نيز حمايت مي كرده اند ولي حمايت هاي ايشان از دولت نهم به فرموده خود آقا چيزي فراتر از حمايت هاي قبلي است تا آنجا كه رهبرمعظم انقلاب، دولت نهم را بهترين دولت بعد از مشروطه دانسته و از حركت آن در مسير ارزش هاي اسلامي و انقلابي بارها تقدير كرده اند. بنابراين چگونه مي توان انتساب اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني به رهبرمعظم انقلاب درباره دولت نهم را پذيرفت؟!
4-با اين فرض كه نقل قول جناب آقاي هاشمي رفسنجاني از رهبرمعظم انقلاب درباره دولت نهم را بپذيريم، به آساني مي توان از نظر آقا برداشت ديگري داشت كه كاملاً با برداشت مورد نظر آقاي رفسنجاني متفاوت و حتي متناقض خواهد بود. چرا...؟!
در جريان مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري، گروههاي مدعي اصلاحات و برخي از افراد و جريان هاي نزديك به آيت الله هاشمي رفسنجاني-و نه خود ايشان- حملات سخت و سنگين و ناجوانمردانه اي را عليه آقاي احمدي نژاد سازماندهي كرده و دست به تبليغات گسترده و مسمومي عليه ايشان زدند كه تمامي اسناد آن موجود است؛ تبليغاتي نظير، صداي پاي فاشيسم مي آيد! استالين در راه است! صداي پاي بناپارتيسم به گوش مي رسد! براي مقابله با اختناق و ديكتاتوري به آقاي هاشمي راي بدهيد، براي مبارزه با ارتجاع، از آيت الله هاشمي حمايت كنيد! و...
البته نمي توان باور كرد كه شخصيت انقلابي و برجسته اي مانند حضرت آيت الله هاشمي با اين اتهامات زشت و ناجوانمردانه عليه شخصيت آزمون داده و متعهدي نظير دكتراحمدي نژاد موافق بوده اند ولي متاسفانه مخالفت آشكاري هم از جانب ايشان ديده نشد!
بنابراين با توجه به تبليغات مسموم مورد اشاره بسيار طبيعي است كه جناب آقاي رفسنجاني بعد از انتخاب آقاي احمدي نژاد به رياست جمهوري، نسبت به موفقيت ايشان اميد چنداني نداشته و مخالف باشند و احتمالا اين مخالفت را با رهبرمعظم انقلاب در ميان گذاشته و آقا-همانگونه كه آقاي هاشمي از قول ايشان نقل كرده است- به جناب رفسنجاني فرموده باشند، «مدتي با اين دولت مدارا كنيد». در اين صورت به وضوح مي توان درك كرد كه نظر آقا نسبت به دولت، همانگونه كه بعدها نه يك بار، بلكه بارها تاكيد فرموده اند، نظر مثبتي بوده و دولت نهم را دولتي انقلابي، مردمي و كارآمد مي دانسته اند و بر اين باور بوده اند كه آقاي هاشمي رفسنجاني هم با گذشت زمان به ويژگي هاي برجسته و بعضا منحصر به فرد دولت نهم پي خواهند برد و از مخالفتي كه به هنگام انتخاب آقاي احمدي نژاد داشته اند، دست خواهند كشيد. بنابراين در مقابل مخالفتي كه آيت الله هاشمي رفسنجاني در اوايل دولت نهم عليه اين دولت ابراز داشته است، خطاب به ايشان فرموده اند «مدتي با اين دولت مدارا كنيد». يعني اگر مدتي مدارا كنيد به وضوح و به زودي متوجه خواهيد شد كه اين دولت از خصوصيات برجسته اسلامي، انقلابي و مردمي برخوردار است و با مشاهده اين ويژگي ها از مخالفت خود دست خواهيد كشيد. آيا نظر آقا- آنگونه كه آقاي رفسنجاني نقل كرده اند- مي تواند مفهوم و معناي ديگري داشته باشد؟ به يقين نه. چرا كه اگر غير از اين بود، آن همه تقدير و حمايت رهبر معظم انقلاب از دولت نهم و شخص احمدي نژاد چه مفهومي داشت؟ آقا نيز مانند حضرت امام(ره) بارها و در موارد گوناگون نشان داده اند كه در مسائل مربوط به اسلام، انقلاب و منافع ملي با هيچ كس رودربايستي ندارند و البته به خاطر مناعت طبع و ادب پيامبرگونه اي كه دارند، ممكن است نظر خويش را در مقابل برخي از كژي ها و ناراستي ها بنا به مصالحي علني نكنند ولي هرگز نظر منفي خود را با تمجيد و تقدير جابه جا نمي فرمايند.
5- با اين توضيح، بسيار بديهي است كه چنانچه رهبر معظم انقلاب در آغاز به كار دولت تعبير «مدتي با اين دولت مدارا كنيد» را به كار برده باشند، به يقين مقصود و منظور ايشان - براساس آنچه گذشت - توصيه جناب آقاي رفسنجاني به صبر بوده است تا با گذشت زمان، آقاي هاشمي نيز به توانمندي ها و برجستگي هاي دولت نهم پي برده و نظر اوليه خود را تغيير دهند.
اما، متاسفانه جناب آقاي رفسنجاني و يا برخي از رسانه ها عبارت «مدتي با اين دولت مدارا كنيد» را بگونه اي تفسير كرده اند كه گويي رهبر معظم انقلاب از ابتدا نظر مساعدي نسبت به دولت نهم نداشته اند! و به آقاي رفسنجاني فرموده اند؛ مدتي مدارا كنيد تا وقت مخالفت فرا رسد! و از اين روي آيت الله هاشمي رفسنجاني معتقد است «مي توانيم بگوئيم اين مدت تمام شده است»! يعني حالا ديگر وقت مناسب براي مخالفت با دولت نهم فرا رسيده است! بديهي است كه اين تصور، بدون كمترين ترديد و به گونه اي كاملا آشكار با نظر و نگاه رهبر معظم انقلاب در تناقض است و - نستجيربالله و بي آن كه آقاي رفسنجاني بخواهد يا متوجه باشد - حمايت هاي گسترده و كم نظير رهبر معظم انقلاب از دولت نهم را زير سؤال مي برد... و اين صدالبته علاوه بر آن كه يك توهم است، جفا به ولي امر مسلمين جهان نيز هست.
اين نكته نيز گفتني است كه مگر در اظهارات آيت الله هاشمي رفسنجاني طي 3 سال گذشته نمونه اي از حمايت دولت هم ديده مي شود كه ايشان آنگونه كه مي فرمايند، «دوران مدارا» را تمام شده تلقي مي كنند!
6- و بالاخره، نگارنده نيز بر اين باور است كه دولت نهم خالي از نقص و اشكال نيست و برخي از عملكردهاي آن به درستي قابل نقد است و نمونه هايي از اين نقيصه ها و اشكالات در بيانات رهبر معظم انقلاب هم با هشدارهاي صريح يا تلويحي روبرو شده است. اما نقد يك نقيصه كه كيهان نيز در مواردي به آن پرداخته است با نفي كارآمدي و فداكاري مثال زدني دولت احمدي نژاد و ناديده گرفتن ويژگي هاي برجسته اسلامي، انقلابي و مردمي آن متفاوت است، مخصوصا آن كه احمدي نژاد فرزند انقلاب است و انتظار آن است كه بزرگاني چون حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني، دكتر احمدي نژاد را به مثابه فرزند خود بدانند و از هيچ حمايت و كمكي به اين فرزند انقلاب دريغ نفرمايند.
اميد آن كه استاد گرانمايه، حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني كه از ياران امام راحل(ره) و خلف حاضر آن بزرگوار هستند و نقش غيرقابل انكاري در انقلاب اسلامي داشته اند از اين وجيزه آزرده خاطر نشوند و...
( حسین شریعتمداری )
سلام دوستان ؛ نگاهی به این خبر بیندازید:
به گزارش مهر ، هاشمی رفسنجانی صبح روز یک شنبه 4 فروردین
در دیدار با جمعی از اهل تسنن جزیره ی کیش گفت:
« امروز ملتهای مسلمان جهان از اتحاد و همدلی و انسجام ملت مسلمان ایران الگو می گیرند.»
اما جالب اینکه مدتی قبل جناب حسن روحانی نزدیک ترین یار آقای رفسنجانی
در سخنانی مرعوبانه که در همین وبلاگ نقل و نقد شد فرمودند:
« باید ببینیم آیا امروز همه از ما نسخه می خواهند؟ و آیا چشم همه به تهران است؟
باید بررسی کنیم در زمینه ی الهام بخشی کجا قرار داریم؟»
واقعا من که از این همه هماهنگی و همفکری بین این دو عزیز در شگفتم ،
شما چطور؟ ... تا بعد.
ادامه مطلب







